پابند کفشهای سیاه سفر نشو
یا دست کم بخاط من دیرتر برو
دارم نگاه می کنم و حرص می خورم
امشب قشنگ تر شده ای - بیشتر نشو
کاری نکن که بشکنی امـ...ا شکسته ای
حالا شکستنی ترم از شاخه های مو
موضوع را عوض بکنیم از خودت بگو -
به به مبارک است :دل خوش - لباس نو
دارند سور وسات عروسی می آورند
از کوچه های سرد به آغوش گرم تو
...
هی پا به پا نکن که بگویم سفر به خیر
مهدی فرجی
سلام ...
....................................
آخی چقد قشنگ بود ...خوشمان آمد ...
مجبور که نیستی بمانی و لی نرو ...
.
.
.
ناگزیر از سفرم بی سر وسامان چون باد
به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد
کوچ تا چند؟ مگر میشود از خویش گریخت؟
بال تنها غم غربت به پرستو ها داد
سمیراخانم بااین آیکون قرار دادبستی؟
ممنون....
سلام
رباعی زیبایی بود...مانیزخوشمان آمد
موجود بی آزاری هستم
کار می کنم
قصه می خوانم
شعر می نویسم
و گاهی
دلم که برایت تنگ می شود
تمام خیابانها را
با یادت پیاده می روم!
وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم....
روان وزیبا بود
دلم که برایت تنگ میشود
تخته گازمیروم
همراه باموسیقی بلند...
دلم که برایت تنگ می شود ... کار از کار گذشته دست من نیست ...زیر باران تنها میروم ...
سلام "غزل" قشنگ بود برادر
تنهایی هم واسه خودش
نه،
عالمی نداره....
زیرباران باید رفت...
ممنون برادر
سلام
نگذار دیگران نامت را بدانند
همان زلال بی کران چشمانت
برای پچ پچ هزار سال آنان کافی است!
سلام بر آدم برفی مهربان
این روزها فهمیدم وقتی به اسم واقعیت ننویسی
چه قدر آسوده ای و دیگر نمی خواهد پاسخگوی مردمان باشی.
سلام خانم معلم
.
.
.
شعر زیباییست
ممنون از حضورتون
ممنون...
سلام
سلام
خوبید؟
ممنونم دوست خوب من از حضور گرمتون و از نوشته زیباتون
ممنون...

سلام